اولین ها
علیرضا جووونم زمستان رو به پایان ست و تو امسال پاییز و زمستون سختی داشتی
سه چارباری به فاصله یه ماه یه ماه سرماخوردی و بعد از کلی مراقبت و دکتر و ...
تا خوب میشدی و من وبابا یه نفس راحت میکشیدیم که آخیش پسرمون خوب شد، دوباره
روز از نو و روزی از نو
باز سرما میخوردی وحسابی بی حوصله میشدی و قهرقهرو
اولین بار که مثلا قهر کردی

الهی که همیشه سلامت باشی عشقم
اولین زخم زندگیت در اثر چا ردست و پا رفتن سریع
کلی گریه کردم. کاش من به جات زخم میشدم

اولین بار که بعد رفتن بابایی غرغر کردی ومثلا قهر کردی

اولین حیاط گردی با پای خودت


اولین خواب دلچسب نو ننوی احسانی

کلا این روزا خابوندنت سخت شده و ما دوباره به سیستم گذشته برگشتیم وکریر
دوباره اومده وسط

این روزا از دیوار خیلی کمک میگیری برای راه رفتن

راستی تلفنو میشناسی و وقتی از اون ور باهات صحبت میکنن گوش میکنی و میخندی

آینه رو هم میشناسی و به خودت تو آینه دقت میکنی

و حیاط زیبای بابا رضا در آخرین روزای زمستون




اولین ها
